جهان در انتظار مهدي توست ... - منتظران ظهور نزديک است
خداوند مي فرمايد : گفتگوي علمي در ميان بندگانم دلهاي مرده را حيات مي بخشد؛ آن گاه که در آن به امر من برسند [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

خدايا صبرت چقدر زياده ... فلسطين  لبنان  عراق   ...
جهان در انتظار مهدي توست!  اي صابر....



مولاجان ! ديدگانم گريان است و خارفراق چشمانم را مي آزارد آيا راهي هست تا ديدارت کنم؟ انتظار روزي را مي کشم که بيايي و دوستان و عاشقانت گرداگردت را بگيرند، روزي که با آمدنت دوستانت را عزت و بزرگي مي‌بخشي و در آن روز دشمنانت به خاک ذلت و خواري مي افتند. بيا و ببين که در چه عصري زندگي مي کنيم. هر جا از ظلم و بيداد فغان مي کند و کسي نيست که دادمان را بگيرد و حقمان را بستاند، مولاجان !عاشقانت در انتظارند. ديدگانشان اشکبار است. دلهايشان دردناک و جگرهايشان از غم فراق تو سوزان است، بيا و از سر چشمه هاي پرآبت سيرابمان کن، بيا و عطش قلبمان را بنشان. بيا تا ديدگانم روشن و بينا گردد، خود مي داني که در درونم چه مي گذرد، خود مي داني که دلم آرام و قرار ندارد، ناله و زاريم را بشنو و اشکهايم را ببين که به استقبالت مي آيند، جسمم را خاک پايت مي کنم و با اشکهايم راهت را هموار؛ تا بيايي ، اي غايب الآمال من! اي نور ديدگانم! آيا انتظارم را سرانجامي خواهد بود؟ آيا چهرة سياه و شرمنده ام با وجهة نورانيت روشن خواهد گشت؟ به اين فکر مي کنم که آيا روزي دعايم مستجاب خواهد شد و آرزويم برآورده خواهد گشت؟ اصلاً نمي دانم لياقت و سعادت چنين آرزوئي را دارم يا اينکه تمامي آنها را بگور خواهم برد؟ شايد هم چنين باشد، دلم مي خواهد در رکاب تو قرار گيرم و از اصحاب ياري کننده ات باشم. آقا جان! به خدا عاشق ديدار رويت هستم بخدا ديدار روي تو نيمي از هدفم از شرکت در دعاي توسل است؛ اما شايد هنوز تو را نشناخته و درکت نکرده ام اما يک دلباخته هستم و مي دانم تا آن حد عاشقت هستم که آرزو مي کنم قبل از اينکه بميرم لااقل در خوابت ببينم، آري در خواب؛ چون در بيداري ، ديدن روي تو سعادت من نيست. ايکاش فقط يک لحظه در خواب ببينمت، فقط يک لحظه... اي سرور من ! چيزي ندارم که به استقبالت بفرستم تنها چيزي که مي توانم نثارت کنم، قلب سوزان و منتظرم و اشکهاي روانم؛ بپذير! بپذير! «به چه مشغول کنم ديده و دل را که مدام دل تو را مي طلبد ، ديده تو را مي جويد هجران تو سخت است مرا وصلت چرا نايد مرا .



نويسنده: گمنانم | جمعه 3 آذر 1385 ساعت 4:0 عصر |